1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

آزادی را باید پرستید

.



واقعیت آن‌ست که نظامی که سوار بر دوش جنبشی توده‌ای و نیروی شوریدگی و شیفتگی، احساسات و عواطفی متأثر از افسانه‌ها و اسطوره‌های دینی، قدرت را کسب می‌کند، تنها بهمان طریق یعنی برپا داری یک جنبش است که منقرض خواهد شد. هم چنانکه بازگشت به سنت و دفاع از آئین بیگانه و بیگانه‌پرستی، شور بپا کند و احساسات و عواطف را بجوش آورد، حمله به ارزش‌ها و سنت‌های کهنه و پوسیده، شکستن و ویران ساختن آن‌ها نیز می‌تواند سبب رشد و رویش آزادی و انسان خواهی شود. این، روشن است که میسر نگردد مگر مردم رفته، رفته آگاه شوند که آزادی مقدس‌ترین نعمتی ست که باید مورد پرستش قرار گیرد؛ که آزادی در پرستش از ابتدایی‌ترین حق‌وحقوق انسانی ست. بدون آزادی در پرستش، ازجمله پرستش آزادی، در شرایطی که دین حاکم است هرگز نتوان از آزادی سخنی بمیان آورد. در پرستش آزادی است که می‌تواند بر حرفه دین‌داری، برنهاد فقاهت و حوزه‌های علمیه، آنجا که متولیان دین، تولید و بازتولید می‌شوند، نقطه پایان را نهاد به موزه‌های تاریخی سپرد. خاطرآسوده دار که کیشی که به دست تازیان بومی برساخته گردیده است، نفس‌های خود را میزند. بنگر که اسلام در قرن بیست و یکم چه ارمغانی با خود آورده است.

بااین‌وجود، بدون رویش یک جنبش بر اساس پرستش آزادی و آزادی در پرستش، نمی‌توان انتظار رهایی از یو غ حکومت آیت‌الله‌ها و حجت‌الاسلام‌ها را داشت. اگر جنبش دینی را دفاع ازآنچه مرده است و پوسیده و خشک و منجمد، به‌پیش میراند، تنها دفاع ازآنچه زنده و نو و تازه است، شور بپا کند و لرزه بر اندام نظام ولایت افکند. محکوم‌سازی سرمایه‌داری و امپریالیسم به سبب آنچه بر ما گذشته است و هم‌اکنون در منطقه اتفاق می‌افتد، از خام‌اندیشی و کوته‌نظری برمی‌خیزد. خام اندیشان، همان فرصت‌طلبانی بودند که بنای حکومت دین را نهادند که بر دوش آن حکومت «شوراها» را راه‌اندازی نمایند. چه رؤیاانگیز؟

شکی نیست که دفاع از پرستش آزادی، دفاع از خود آئینی و آینده‌جویی، از عشق به زندگی و دوست داشتن هستی، نیز مباشد، همچنین نفی اخلاق تسلیم و اطاعت، جهاد و شهادت، خشونت و انتقام ستانی، ارزش‌های بنیانی حکومت اسلامی. درست است، دفاع از نو و تازه و آینده‌گرایی بجای بازگشت ابدی به صحرای کربلا، به‌سادگی شور بپا نکند. چراکه بازگشت به سنت و گذشته و تکرار عادات و رسم و رسوم، سبب دلهره و نگرانی جامعه نشود و جمع را هراسان نسازد. فرد و یا جمع مجبور نیست که درزمینهٔ و مرزهای ناشناخته شده، قدم نهد، بیآزماید و تجربه کند و به‌پیش رود. قدم نهادن برجای قدم پیشینیان موجب امنیت است و آسایش روحی. لذتی که در فریفتگی و شیفتگی است درواقع بینی و حقیقت‌جویی نیست. یکی سبب تعطیل عقل و خرد است و برانگیختن احساسات و عواطف، دیگری برعکس سبب رشد و رویش بینایی است و دانایی و آگاهی. یکی موجب استحکام و تداوم نظام ولایت است بر اساس تسلیم و اطاعت، فرمانروائی و فرمان‌بری، دیگری مظهر اراده معطوف به آزادی است و نیروی آفرینش و استقلال و خود آئینی. به زبانی دیگر، جنبش پرستش آزادی وقتی جان می‌گیرد که نظارت بر خویشتن جانشین نظارت دین بر انسان شود، نظارت با ابزار گشت‌های گوناگون ارشادی، نیروهای بسیج، جاسوسان امنیتی، لشگر لباس شخصی‌ها و آمران امربه‌معروف و نهی از منکر، با ابزار خشونت و بی‌رحمی و انتقام ستانی، تنبیه و مجازات، شلاق‌زنی و اعدام درملأعام و سنگسار و قصاص. از نظارت دین زمانی رهایی یابیم که پرستش آزادی را بیاموزیم و اصل خود آئینی را جانشین قدسی سازی آیت‌الله‌ها و یا فقها و علما نموده و از نشاندن آن‌ها بر منبر دین و قدرت، اجتناب نمائیم.

در جامعه‌ای که به‌سوی خود آئینی و آزادی پرستی حرکت می‌کند، جای و مکانی، «حوزه» و یا «حجره‌ای» برای پرورش طلبه و مجتهد که رزق و روزی و مرتبه‌شان را در جامعه از راه به تعطیل کشانیدن عقل و خرد و نهایتاً «مقلد» سازی مردم به دست می‌آورند، وجود نخواهد داشت. خود آئینی یعنی که پایان هدایتگری فقاهت و روحانیت و یا رسم و رسوم، عادات و آداب تسلیم و اطاعت، رفتاری در شان حیوان نه انسان. خود آئینی کمال انسانی است که به منطه ظهور رسد تنها با برانداختن یوغ شریعت، یعنی که در آزادی. این، در شرایط موجود، در دوران تاریکی، دوران حکومت تابوهای مقدس، هدفی تحصیل ناشدنی و یا انتظاری خام نیست. مگر نه اینکه وجود تضاد یک اصل دیالکتیکی ست، پس در دل مقدس است که موهن زائیده می‌شود و روشنایی از درون ظلمت و تاریکی، درخشیدن می‌گیرد؟ این تنش بین مقدس و موهن، بین حلال و حرام است، بین نجس و مطهر است که رژیم دائم با آن دست‌به‌گریبان است، تنشی که خود را در مبارزه با «بدحجابی،» هنجارشکنی، مدگرایی، حمله به اجرای کنسرت‌های موسیقی و بازی تئاتر و از همه موهن تر اسیدپاشی به چهره زنان، به منصه ظهور می‌رساند.

درواقع این جنبش آزادیخواهی و خود آئینی، دیرزمانی ست که رشد خود را آغازیده است، درست از همان زمان که دین بر منبر قدرت جلوس یافت. یعنی که گرایش به خود آئینی در واکنش به نظارت دین بر انسان و یا نظام تسلیم و اطاعت، به‌گونه‌ای خود به خودی و ناخودآگاهانه به وجود آمده و برشد و نمو خود ادامه داده است، به‌رغم عدم فهم و شناخت آن به‌مثابه حرکتی در سوی آزادیخواهی و خود آئینی. در پیش‌گیری و بازداشت حرکت به‌سوی آزادی‌خواهی و خود آئینی بوده است که حکومت دین تلاش کرده است که با ایجاد ترس و وحشت با به‌کارگیری ابزار خشونت و انتقام ستانی، توقف آن را موجب شود. رژیم دین وقتی نیروها انتظامی خود را پیوسته به حالت آماده‌باش نگاه داشته و آن‌ها را به خیابان‌ها و امکان عمومی تحت مبارزه با «بدحجابی» و «مدگرایی» و یا «هنجارشکنی» و نیز «ارتقاء امنیت اخلاقی و روانی،» گسیل می‌داشت و هنوز هم می‌دارد، تنها به آن دلیل بوده و هست که بوی آزادی به مشامش رسیده بوده است. آزادی و خود آئینی را رژیم دین نمی‌تواند برتابد زیرا که آن را مقاومت و سرپیچی از احکام دین تلقی می‌کند، کفر و شرک و کافر و منافق خوانده و می‌خواند. لاجرم در سرکوب و نابودی‌اش هرگز دچار شک و تردید نشده است و نمی‌شود. تنها کافی است به آن لحظه‌ای بیندیشیم که زنان حجاب را از سرخود برگیرند. در همان لحظه است که رژیم دین یکسر، نیست و ناپدید می‌گردد. حجاب را می‌تواند نماد نظارت دین بر انسان خواند. برگرفتن حجاب یعنی برگرفتن نظارت دین و مختار ساختن خویش. آرایش و پیرایش و زیبایی‌ها را نمودن، موهای افشان، مانتوی تنگ و کوتاه که از مصادیق بدحجابی هستند، همه از تظاهرات خود آئینی ست که همچنان که اشاره شد، تحت مبارزه با هنجارشکنی و برقراری امنیت روانی جامعه، مورد سرکوب قرار می‌گیرد.

این بدان معناست که خود آئینی نیازی است که در شرایط ممنوعیت‌ها، محدودیت‌ها، حرام و حلال‌ها، در دوران حکومت فریب و ریا به وجود میاید. امروز، بیش از هر زمان دیگری، همگان، به‌ویژه جوانان، مردان و زنان امروزی، می‌خواهند همان باشند که می‌خواهند. کیست که نخواهد همان چیزی باشد که می‌خواهند که خود بیزاری و کناره‌گیری از اخلاق تسلیم و اطاعت، یعنی اخلاق اسلامی، ببار می‌آورد. راه تخیل نرفته‌ایم اگر بگوییم نیاز به خود آئینی، نیازی ست که می‌تواند تمام اقشار جامعه را صرف‌نظر از تنوع دین و حرفه و گرایش و جنست، متحد سازد. چراکه خود آئینی، نهفته در سرشت انسانی ست و منشأ دانایی و توانایی ست. حال‌آنکه تسلیم و اطاعت تن دادن به حقارت است و خواری و یا عبودیت و بندگی.

طبیعی‌ست اگر اسارتی نباشد، رهایی تهی از معناست؛ بنابراین، امروز نیاز به رهایی بیش از هر دوران تاریخی در جامعه احساس می‌شود، چون جامعه ما هرگز دچار چنین اهریمنی نبوده است. درست است، ما برای آزادی در طول تاریخ سینه بسیار زده‌ایم اما بدون آنکه خود را از خلق‌وخوی تسلیم و اطاعت رها ساخته و به خود آئینی ایمان آوریم. حال‌آنکه خود آئینی وقتی به منصه ظهور درمی‌آید، رژیم دین با مشت آهنین بر فرق آن فرومی‌کوبد. این «نفوذ» ی که خداوندگار یکتا و یگانه، ولایت‌فقیه، سید علی خامنه‌ای از آن سخن میراند، فراگیر شدن پدیده خود آئینی ست، پدیده‌ای که رهبر معظم انقلاب با ابزار آمریکاستیزی بر ضد آن دیرزمانی ست که تمامی نیروی خود را بسیج نموده است. نه اینکه این ترفند جدید است. پس از برپا کردن معرکه گرو گانگیری و پس‌ازآن هشت سال جنگ پوچ و بیهوده، برای آنکه آب‌ها از آسیاب نیفتاد و روند «شهیدپروری» جامعه ادامه یابد، دست به «جنگ نرم» علیه استکبار جهانی زدند و پس‌ازآن نیز به خنثی‌سازی فتنه‌ای پرداختند که گفتند نطفه‌اش در دامن آمریکا کاشته شده بود و به‌وسیله عوامل خود در داخل، در انتخابات 88 به مرحله پیاده‌سازی رسیده بود. حال‌آنکه، فتنه برساخته دست حکومتی بود دشمن آشتی‌ناپذیر آزادی و خود آئینی، حکومتی که تمامی ابزار خشونت و بی‌رحمی و انتقام ستانی را بکار گرفت تا جنبشی را از حرکت بازدارد که نهایتاً به‌سوی کشف و بازیابی انسان آزاد و خود آئین رهسپار بود.

به‌عبارت‌دیگر، همچنان که گریز از آزادی شور بپا کند و شیفتگان دین را آماده جان بازی سازد، حرکت به‌سوی آزادی پرستی و خود آئینی نیز می‌تواند سبب جنب‌وجوش شود. همین حرکت بود که در اواخر قرن هیجده‌ام سبب رویش جنبش روشنگرایی بر اساس رهایی انسان از عقل و خرد الهی و کشف انسان و حق‌وحقوق انسانی در اروپا گردید. سیاهان آمریکا را در 1960 و آفریقای جنوبی را در سال‌های 1990، حرکت به‌سوی آزادی و کسب حق‌وحقوق انسانی بشور و جوشش درآورد.

این حرکت به‌سوی خود آئینی البته تنها بر دوش زنان و مقاومت آنان به‌پیش نمی‌رود. مردان جوان و نوجوان نیز به زنان پیوسته‌اند. آن‌ها نیز به آرایش و پیرایش خود دست می‌زنند و به آن‌گونه‌ای ظاهر می‌شوند که پاسداران دین را وادار به تعقیب و دستگیری‌شان، می‌کنند. گزارش‌های رسمی خبر از گشایش آرایشگاه‌های زیبایی مخصوص مردان در نقاط مختلف کشور می‌دهند. جنبش پرستش آزادی و خود آئینی از درون گروه‌ها، سازمان‌ها و احزاب سیاسی به بیرون نمی‌جهد بلکه از درون زندگی روزمره است که برمی‌خیزد، یعنی که جنبشی ست خود به خودی و همسو با طبع انسانی. فهم و شناسایی و آگاه شدن بدان است که آن را از قوه به فعل درمی‌آورد و تبدیلش به بهمنی عظیم می‌کند که همه‌چیز را بر سر راهش به ویرانی می‌کشاند. شرایط کنونی بیانگر این حقیقت تاریخی است.

همچنان که با آغاز حکومت دینی، هر آنچه نیک و خیر بود در دوران شاهی به بد و شر تبدیل گردید. هم‌اکنون نیز آنچه نیک و خیر است در حال تبدیل‌شدن به شر و بد است. هر آنچه زشت و مکروه است، زیباست و خواستنی. مثل آمیزش و معاشرت جنسیت‌ها با یکدیگر. مثل تفریح و سرگرمی. مثل عشق و عاشقی، مثل حضور زنان در استادیوم‌های ورزشی، مثل کنسرت و تئاتر رفتن و شنیدن موزیک و ترانه‌های غربی، رفتاری غریبه و بیگانه و ناشناخته شده در قاموس اسلام. درنتیجه در منظر دین رفتار و کرداری‌ست که قبلاً «هجوم فرهنگی» نامیده می‌شد و امروز «نفوذ،» آمریکایی می‌نامند. لذا آنچه را که باید مظهر اراده معطوف به آزادی و خود آئینی شناسایی شود، به‌عنوان مظاهر نفوذ غرب تعریف و سرکوب می‌کنند. حال اگر کفر و مادی‌گرایی، مصرف‌گرایی و افزون‌خواهی، ابتذال و انحطاط و فحشا، هرج و مرج جنسی حاکم گردیده است نه فرآیند آزادی بلکه نتیجه حاکم گرداندن قواعد و مقررات اسارت‌بار شریعت است که ذاتاً با غرایز طبیعی انسانی در ستیز و خصومت است. سرکوب و محود کردن غرایز بشری، آن‌ها را نابود نمی‌سازد، به زیر خاکستر فرومی‌برد تا در زمان موعد شعله سر برکشد و منبر دین و قدرت را در هم شکند.

مسلم است که پرستش آزادی بزرگ‌ترین آفتی است که به جان رژیم دین افتد. چه هر آنکه در پرستش، آزادشوی، بساط حرفه دین‌داری، قوانین و مقررات تسلیم و اطاعت از هم فرومی‌پاشند. مگر آن هندو که گاو را مقدس می‌داند انسان نیست؟ مگر آن‌ها که بودا را پرستش می‌کنند، از مسلمانان کمتر پای بند عقد و قرارداد خود با همنوع خود هستند؟ آیا کسی که بر آن اعتقاد است که نه خدا بلکه خدایان هستند که وجود دارند دارای حق زندگی نیست؟ زمانی بود که الله‌اکبر، شعاری بود که شور و جوشش به پا می‌کرد امروز شعار «الله اصغر» است، پیکر رژیم دین را به لرزه درآورد. آزادی پرستی نیز مانند جنبش به‌سوی خود آئینی هنوز مورد فهم و شناخت قرار نگرفته است. ولی رژیم وجود آن را احساس می‌کند و در واکنش نسبت به آن است که به ابزار قهر و قدرت متوسل می‌شود. چراکه آزادی پرستی یکی شود بارهایی از سنت‌های کهنه و پوسیده، بارهایی از قواعد و مقررات اسارت‌بار شریعت، با سرپیچی از نظم و نظامی استوار بر تسلیم و اطاعت، فرمانروایی و فرمان‌بری؛ رهایی از ارشاد و حجاب و نهی از منکر و امربه‌معروف، رهایی از احکام فقاهتی و قانونمندهای عبودیت و بندگی. این حرکت به‌سوی بلوغ و پرستش آزادی، خود آئینی و انسان خواهی ست که روزی شور برانگیزد و کاخ ولایت را ویران سازد.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…